خطر زوال دست بافت های عشایری

n83011905 72510177 - خطر زوال دست بافت های عشایری

خطر زوال دست بافت های عشایری

n83011905 72510177 - خطر زوال دست بافت های عشایری

به گزارش ایرنا، فرهنگ و هنر با گستره جغرافیایی خود در جامعه ایرانی همچون دیگر جوامع 2 مقوله جدایی ناپذیر و همگرا هستند که بی واسطه در خلق آثار هنری بر هم تاثیر گذاشته و مکمل یکدیگرند، بر این اساس در استان چهارمحال و بختیاری به طور قطع هنرهای پربار، غنی و متنوع را شاهد هستیم که دست بافت های عشایری در زمره این هنرهای بومی به شمار می رود.
عشایر بختیاری که نقش اصلی را در بوجود آمدن انواع دست بافت های کاربردی، تزئینی و اعتقادی دارند به اجبار طبیعت با انتخاب شیوه زندگی ساده، بی پیرایه و همیشه در حال کوچ خود، نوع خاصی از زندگی و فرهنگ را شکل بخشیده اند که مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است.
ایل بختیاری با فرهنگ غنی خود یکی از بزرگترین اقوام در استان چهارمحال و بختیاری است که فرهنگ و هنرشان متاثر از تجربه زیستی آنهاست و بر ایجاد طرح و نقوش آثار هنریشان تاثیر مستقیمی داشته است.
هنرهایی از قبیل نمکدان بافی، چنته بافی و خورجین بافی از جمله هنرهایی است که به دست زنان هنرمند عشایر در کنار سیاه چادرها با نگاه هایی بسیار نزدیک به زندگی و آداب و رسوم و طبیعت پیرامونشان بافته می شود و به نوعی فرهنگ این مرز و بوم را با هنر خود به تصویر می کشند.

** چنته بافی تجسم بخش احساسات زنان عشایر
یکی از صنایع دستی استان چنته بافی نام دارد که جزو صنایع دستی عشایری و در حوزه بافته های داری قرار دارد.
چنته وسیله ای برای حمل و نگهداری نمک و آرد است. در قسمت پشت، جاجیم باف است. نصف آن را بصورت قالی باف و نیمی دیگر را بصورت جاجیم می بافند. آن را از درازا تا کرده و 2 شکاف پهلویی آن را می دوزند و کیسه ای به عرض 30 و بلندی 40 سانتی متر به وجود می آورند. دهانه آن باز بوده و بوسیله بندی که از کناره های دهانه آن 2خته می شود، همانند ساک مورد استفاده قرار می گیرد.
دختران و زنان عشایر از همان کودکی بافت چنته را فرا گرفته و هنگام رسیدن به سن ازدواج برای خانواده های خود چنته های مرغوبی می بافند. در جامعه عشایری که زنان فرصت و فضای مناسب برای ابراز عواطف و احساسات خود ندارند از چنته بافی به عنوان ابزاری برای تجسم بخشیدن به آرزوها و رویاهای شاد و اندوهناک خود بهره می جویند.
یک کارشناس حوزه صنایع دستی در همین خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: نقوش به کار رفته در چنته با توجه به تکنیک های تلفیقی بافت متفاوت است. در حاشیه چنته نقوش موسوم به ماری، جانوری، گل برفی، هندسی و در زمینه نقوش چنگ، چله چنگ، سرو و کاج محلی، درختی و نقوش اعتقادی و باوری استفاده می شود.
رضا طاهرپور افزود: چنته برای نگهداری مستندات، کتب، قرآن و زیورآلات گرانبها نیز به کار می رود که معمولا بر روی سیاه چادر آویزان می کنند.
وی تصریح کرد: بلحاظ اجتماعی در گذشته عشایر استان ارزش زیادی برای چنته قائل بودند به همین دلیل یکی از کالاها در مجموعه جهیزیه دختران ایل قرار داشت اما در حال حاضر به علت رشد زندگی ماشینی و صنعتی کاربرد و تولید این هنر بومی بسیار کم شده است.
این کارشناس حوزه صنایع دستی، قدمت بافت چنته را همزمان با یکجانشینی عشایر و رام کردن حیوانات و نیازمبرم آنها به زیرانداز اعلام کرد و گفت: یک قطعه چنته قدیمی در موزه استان نگهداری می شود که سابقه آن به 280 سال قبل می رسد.

** ظرف های پلاستیکی جایگزین نمکدان های قیمتی عشایر
یکی از صنایع دستی تزئینی و کاربردی، نمکدان بافی نام دارد. عشایر نمک را بعنوان یک ماده مقدس محترم می شمارند. همچنین از طرفی مصرف زیاد نمک در زندگی روزمره آنها برای نگهداری فرآورده های لبنی و مصرف برای احشام خود نیاز به مضروف دارند تا بتوانند به نیازهای آنها پاسخ دهد به همین دلیل از گذشته های دور، این بافته را با ابعاد 60*40 سانتی متر در نهایت زیبایی و دوام طراحی می کردند.
نمکدان به طور عمده در ایل های مختلف از چند نوع تکنیک بافته می شود. قسمت روی آن با تکنیک قالی بافی و پشت نمکدان با طرح ساده گلیم بافت در چند رنگ متفاوت بافته می شود. بعد از اتمام بافت پارچه متقالی به عنوان آستر در داخل نمکدان در نظر می گیرند تا نمک با پشم تماس نداشته باشد. فرم کلی نمکدان به شکل بطری می باشد. طرح های مورد استفاده ذهنی است و از طبیعت اطراف بافنده نشات می گیرد از جمله نگاره های جانوری ( گوزن، روباه، گنجشک و مرغابی) و نگاره های گیاهی (درختان سرو و چنار).
طاهرپور با بیان اینکه بافت هر نمکدان حدود 20 روز به طول می انجامد، اظهار داشت: میزان گنجایش نمک در نمکدان عشایری بین 8 تا 15 کیلوگرم است اما توسعه زندگی ماشینی و ورود ابزار و وسایل مشابه نمکدان از جنس فلز و پلاستیک باعث شده تا تولید این بافته تحت تاثیر قرار گیرد و بافت آن محدود شود.

** خورجین بافی گل سرسبد صنایع دستی عشایر
یکی از رشته های صنایع دستی استان خورجین بافی یا هورژین بافی نام دارد. این هنردستی در ردیف صنایع دستی عشایری و هم گروه بافته های داری محسوب می شود. این دست بافت به عنوان گل سرسبد و شکوفاترین هنردستی عشایر بختیاری است.
خورجین عبارت است از 2 کیسه به هم متصل که برای نگهداری و محل وسایل شخصی و ابزار زندگی از آن استفاده می شود و یکی از ضروریات زندگی عشایر است.
روش بافت آن همانند سایر دست بافت ها بصورت دار زمینی دارکشی می شود، بافندگان خورجین افراد مسن و میانسالی هستند که کلیه فنون بافت را در حد استادی می دانند. این بافندگان را چینه گر می نامند. چینه گران زنان دنیا دیده و بافراستی هستند که از تجربه بسیار زیادی برخوردار هستند که باید بافندگان معمولی سالها تلاش کنند تا به این مرحله برسند.
تکنیک هایی که در بافت خورجین مورد استفاده قرار می گیرد شامل گلیم بافی، شله بافی، رندی بافی( سوزنی)، گندی بافی ( قالی بافی) است.
چینه گران بدلیل تجربه زیاد کوچ دریافتند که هنگام اسکان و عبور از راه های سنگلاخی، خورجین بر روی چهارپایان همیشه در تماس با صخره ها، سنگ ها و درختان باعث سایش و از بین رفتن و پاره شدن بافت و نهایتا عمر کوتاه خورجین می شود از همین رو برای رفع این نقص و وقت دادن به استحکام خورجین در قسمت هایی پایین نوار باریکی از طرفین با استفاده از فن رندی بافی می بافند تا عمر خورجین بیشتر شود.
رنگ های به کار رفته در خورجین رنگ های گرم و شاد هستند که عملیات رنگرزی نیز توسط بافندگان آن انجام می شود. طرح ها و نقوش به کار رفته در خورجین متعدد است و ملهم از طبیعت اطراف نظیر گل های ریز، نقوش جانوری و فرم های اسلیمی، انتزاعی و برگرفته از باورها و عقاید عشایر است.
گرچه امروزه با وجود ماشینی شدن زندگی روستایی و عشایری، کاربرد وسیع خورجین تا حد زیادی منسوخ شده اما با توجه به زیبایی و تکنیک به این نوع بافته داری در قهوه خانه های سنتی، خانواده های سنتی مرسوم است.
کارشناس صنایع دستی استان با بیان اینکه قیمت یک خورجین اعلاء و ستاره دار تا 10 میلیون ریال ارزش گذاری می شود، افزود: گرچه با توجه به عدم کاربرد وسیع خورجین تولید آن توجیه اقتصادی ندارد اما می توان با تغییر در ساختار تولید و طراحی جدید از آن به عنوان پشمی محلی استفاده کرد.
بر این اساس باید گفت شواهد و گزارش های موجود حاکی از آنست که صنایع دستی عشایری با سرعتی بسیار نسبت به گذشته رو به زوال و فراموشی گذاشته و از آنجا که این آثار به لحاظ تکنیکی، نحوه بافت و مکانیزم های تولید وشیوه های رنگرزی هنوز مستندنگاری نشده است بیم آن می رود که به خاطر آموزش سینه به سینه در صورت عدم توجه به کلی فراموش شوند که برای جلوگیری از این روند باید اقدام فوری صورت گیرد، زیرا این دست بافت ها میراث فرهنگی ایرانی است.
با تغییر شیوه زیست عشایر بسیاری از تغییرات در کاربرد وسایل زندگی نیز به وقوع پیوسته و امروز این صنایع درحالی که در گذشته دارای چندین کاربرد بودند، امروز تک کاربردی شده و یا به طور کلی کارایی خود را از دست داده اند. گرچه این هنرها رو به زوال گذاشته اما پتانسیل و توانایی بافت این صنایع دستی همچنان وجود دارد، زیرا زنان میانسال عشایری و دختران ارشد آنها همچنان این فنون را بلد هستند و همین موضوع مایه امیدواری است و چنانچه در این برهه از زمان چنین فرصتی را از دست دهیم و کاری انجام نشود، احیا و بازسازی این هنرها در آینده بی اندازه دشوار خواهد شد.
گزارش از : خاطره حسین زاده
7363/6021

انتهای پیام /*

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *